جزیره
  
 
 
آرشیو
 
دوشنبه 8 خرداد‌ماه سال 1385
من چمه!؟

-          هفته پیش که رفته بودم برای مصاحبه با ایرانسل، چند نفر هم منتظر بودن تا مصاحبه کنن. رفتم نشتسم و منتظر بودم که یه خانمی اومد کنارم نشست و شروع کرد به پرسیدن اینکه شغلت چیه، برای چی اومدی، حقوقت چقدره و از این حرفها! چند تا سئوال می پرید، بعد خیره می شد به زمین و بعدش چند دقیقه فکر می کرد و دوباره سئوال می پرسید! رفتم مصاحبه دادم و اومدم و از اون خانم هم خداحافظی کردم. ازم آدرس ایمیلم رو خواست و بهش دادم. فردای اون روز، دیدم برام ایمیلی اومده و توش نوشته که " من دوستت دارم!! از همون لحظه که دیدمت فهمیدم پسر خوبی هستی و ..." براش ایمیل زدم و نوشتم که به عشق در یک نگاه اعتقادی ندارم!

-          سانی جدیدا تماسش رو باهام بیشتر کرده! امروز صبح هم بهم زنگ زد. بهش گفتم که حرفهاش اصلا منطقی نیست و من به هیچ وجه نمی تونم بپذیرم که از من بخواد منتظرش باشم و خودش هیچ کاری نکنه! بهش پیشنهاد دادم چند تا کتابی که فکر می کردم توی تصمیم گیری بهش کمک می کنن بخونه و هر چه سریعتر تصمیم بگیره!

-          یکی از خواننده های وبلاگم هم بهم پیغام داده بود و سئوالی درباره کلاس زبان پرسیده بود. براش ایمیل فرستادم و جوابش رو دادم. امروز هم باهاش چت کردم. بعد از چت هم با هم تلفنی صحبت کردیم. فکر می کنم خانم منطقی باشه.


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 87267


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها